السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)
22
هدايتگران راه نور ، زندگانى سيد الشهداء امام حسين (ع) (فارسى)
معاويه كه خود علّت برخورد سرد انصار را مىدانست ، چون اين پاسخِ نيشدار را شنيد ، زبان بهطعنه گشود و گفت : شتران آبكش را چه كردند ؟ « 1 » در ميان حاضران ، برخى از سران انصار نيز حضور داشتند . يكى از آنها به نام قيس بن سعد بن عباده ، پاسخ داد : آنها ، آن شتران را در جنگ بدر و احد و نبردهاى ديگرى كه در ركاب رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند از دست دادند تا تو و پدرت را به اسلام وادارند تا آنكه فرمان الهى چيره شد در حالى كه شما آن را نا خوش مىداشتيد . آنگاه سينهء قيس به جوش و خروش در آمد و اخگرى از آن جهيد كه خاطرات درخشان روزهاى گذشته و طوفانهاى سياه امروز را با خود به همراه داشت . او گفت : آرى رسول خدا صلى الله عليه و آله با ما عهد كرده بود . كه در آينده ، شاهد تبعيض خواهيم بود . معاويه انصار را توبيخ مىكند و مقدّسات را به ريشخند مىگيرد . آنگاه قيس به روشنگرى ، در بارهء سوابق بنى اميّه و اطرافيان او پرداخت و مواضع دشمنانهء آنها را از روز آغاز در برابر دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله و انكار حق على عليه السلام پس از وى ، دقيقاً تشريح كرد و بخصوص از دشمنى معاويه با امام زمانش ، على بن ابيطالب ، پرده برداشت و احاديثى از پيامبر در بارهء امام على كه از نظر معاويه ، يگانه دشمن او براى رسيدن به حكومت به
--> ( 1 ) - در حقيقت معاويه با اين جمله مىخواست انصار را به ريشخند بگيرد . چرا كه آنان پيش از اسلام در شمار عمال يهوديان مدينه بودند و با شتران خود باغستانهاى يهوديان را آبيارى مىكردند . ( مؤلف )